سيد جعفر سجادى
15
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
گويند ( كشاف ص 1551 ) آزادان - ( اصطلاح عرفانى است ) و از اصطلاحات اهل الله است و ترجمهء كلمهء احرار عربى است . بايد بدين نكته توجه داشت كه اساس مكتب درويشى بر آزادى و آزادمنشى است چنان كه در كلمات اين قوم اين نكته آشكارا ديده مىشود ، آزادى در سخن و نصيحت و آزادى در عمل و رفتار و گاه اين اصطلاح را اهل اين فن به معنائى بعيد از ذهن عرف عامه دانند . در انسان كامل عزيز الدين نسفى آمده است : اى درويش آدمى چون به كمال رسيد بعد از كمال بعضى به تكميل ديگران مشغول مىشوند و بعضى آزاد و فارغند ، كار آزادى و فراغت دارد ، آزادان پادشاهند . داناى آزاد سر موجودات است ، موجودات به يكباره و جمله تحت نظر ويند ، هر يك را به جاى خود مىبيند و هر يك را در مرتبهء خود مىشناسد و با هيچ كس و با هيچ چيز جنگ ندارد و با همه صلح است و از همه آزاد و فارغ است و جمله را معذور ميدارد . اما از مخالف مىگريزد و با موافق مىآميزد و علامت داناى آزاد اين چهار چيز است كه گفته شد . . . كامل آزاد را هشت چيز لازم است بر جهان اقوال نيك ، افعال نيك ، اخلاق نيك و معارف و . . . ( از انسان كامل ص 8 و 273 ) بطورى كه ملاحظه مىشود منظور از آزادان كسانى هستند كه از مرتبه قطبى بالاتر باشند و از همه چيز حتى از مريد و مرادى وارسته باشند كه حافظ گويد : بندهء عورم مرا با درد و با درمان چه كار عاشق زارم مرا با كفر و با ايمان چه كار آسمان غيب - ( اصطلاح عرفانى ) انوار و تجليات الهى است . عطار گويد : آفتاب آسمان غيب را * در فروغش كفر يا ايمان كه يافت گشت مستهلك درين دريا دو كون * گر كفى گل بود ور طوفان كه يافت آشنائِى - عبارت از تعلق به خدا و بيگانگى از خود است ( نقل از اصطلاحات عرفا و عشاق خطى ) و تعلق ربقهء ربوبيت را گويند كه بموجودات پيوسته است چون تعلق خالقيت بمخلوق و نيز عبارت از دقيقهء ربوبيت است كه با همهء مخلوقات پيوسته است چون تعلق خالقيت بمخلوقيت ( از كشاف ص 1151 ) . آغام - ( اصطلاح گاهشمارى است ) از روزگاران سغديان است كه ايشان را اندر ماههاى خويش عيدها است و جشنها و آن را آغامها خوانند . و مردمان بخارا ماههاى سغديان را نخستين و دوم و سوم نام كنند و بنامهاى خويش نخوانند و مثلا اگر فروردين ماه ، ماه اول سال بود . به فارسى گويند ماه نخستين . رجوع شود به التفهيم ص 266 . ظاهرا مردم بخارا نخست به زبان و ادبيات پارسى پاىبند بودهاند و ازين جهت سعى كردهاند كه لغات غير فارسى را از زبان خود بيرون كنند چنان كه در باب نماز هم همين كار را كردهاند . آغُوْش - ( اصطلاح عرفانى ) دريافت